محمود كتبى

141

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

چون هريك غرارهء خود برگرفتند و عملى كردند نوبت با مبارز الدين رسيد ، نيزه براند و غراره از جاى برگرفت . نيزه شكسته شد . از مركب فرود آمد و عرضه داشت پادشاه كرد كه چيزى در غراره پنهان است و غراره بشكافتند و آن سندان از ميان كاه بيرون آوردند . پادشاه او را تربيت كرد و حكم شد كه او را اميرزاده محمد مظفر خوانند . » ( ر . ك ايضا به تاريخ جديد يزد از احمد كاتب ، مقالت ششم از صفحهء 80 ) .